تبليغاتX
دوستی تا نداره

دوستی تا نداره

دچار بايد بود...

"نه ،
وصل ممكن نيست هميشه فاصله اي هست...
دچار بايد بود!"

+ نوشته شده در  چهارشنبه 31 تیر1388ساعت 0 AM  توسط چیا  | 

پرتاب اميد، پژمان، کامبيز، و ... به فضا (طنز)

- سازمان هوا فضاي ايران اعلام کرد بزودي نسل جديدي از ماهواره هاي اميد را پرتاب خواهد کرد. اين ماهواره ها با نام هاي پژمان، کامبيز، کوروش، جمشيد و سياوش توليد و عرضه خواهند شد.

- تهمينه ميلاني در مراسم پرتاب اولين ماهواره ساخته شده به دست خانم هاي ايراني با عنوان ماهواره "نسترن" عنوان کرد: بانوان ايراني نبايد فقط نظاره گر پرتاب ماهواره هاي مردانه باشند و براي به دست آوردن اسامي زنانه بيشتر در فضا بايد مبارزه کنند.

- بذرپاش، مديرعامل گروه ماهواره سازي سايپاشاتل: در بهمن ماه امسال از محصول جديد «اميد141» با شرايط فروش عالي و طراحي کاملاً ايراني پرده برداري خواهد شد. وي ويژگيهاي جديد اين محصول را « چراغ مه شکن جلو براي عبور از هاله هاي غبار آلود زحل، کمک فنرهاي قويتر براي عبور از سياه چاله ها، سيستم اطفاء حريق در خلا» و چندين ويژگي ديگر عنوان کرد.
- سردار رويانيان محدوديت هاي ترافيکي در مدارهاي مختلف ماهواره اي را اعلام کرد: مدارهاي حرکت ماهواره ها فردا از ساعت 6 تا 18 از مسير زهره به مشتري يکطرفه خواهد بود. همچنين به علت عمليات اصلاح سيستم روشنايي در تقاطع مدارهاي شهداي 31 اسفند و آزادي، رفت و آمد با کندي صورت مي گيرد.

- کارشناس سازمان فضا شناسي و وضعيت فضاي 24 ساعت آينده: در 24 ساعت آينده موج گرد و خاک از سمت زحل به اورانوس و کاهش ديد را خواهيم داشت. همچنين براي قسمت هاي شرقي کهکشان بارش شديد شهاب سنگ را پيش بيني مي کنيم که از ماهواره هاي گرامي مي خواهيم با رعايت مقررات هوا فضا و استفاده از زنجير چرخ حرکت کنند.

- اتحاديه اروپا براي آخرين بار به ايران هشدار داد نسبت به کاهش آمار تصادفات ماهواره اي اقدام کند. اين اتحاديه مدعيست با ورود ايران به جمع کشورهاي پرتاب کننده ماهواره، آمار تصادف ماهواره ها چندين برابر شده است.

- قاليباف در همايش "ترافيک کهکشان؛ معضلات و و راهکارها" عنوان کرد: ما به تنهايي قادر به اصلاح وضع موجود نيستيم. مشکل ترافيک منظومه شمسي فقط مربوط به «منظومه داري پايتخت» نيست، بلکه مشکل کل کهکشان است و دولت و مجلس بايد بيشتر همکاري کنند.

- وزير صنايع اعلام کرد: دارنگان ماهواره هاي فرسوده فقط تا پايان اسفند مي توانند در طرح جايگزيني ماهواره هاي فرسوده شرکت کنند، در غير اين صورت کارت سوخت آنها باطل مي شود.
- ايران سفير امارت را به وزارت امور خارجه فرا خواند و مراتب اعتراض شديد ايران نسبت به انگشت نگاري از فضانوردان ايراني را به وي ابلاغ کرد.

 

نظر؟؟!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 تیر1388ساعت 11 PM  توسط چیا  | 

تهدید

سلام

نه خیر چه سلامی از کی سلام کنم

از آدم بی مرامی  مث تو

آقا یا خانم این چه وضعشه میاین تو وبمون مث.... اما نظر نمیدی و مث... سرتو پایین میذاری و میری

اصلا اگه نظر نمیدی نمیخواد بیایی تو مگه شهر هرته همین جوووری بیای توووو و بریییییی

ما یه عالمه وب گردی کردیم نظر دادیم  خودمونو پاره کردیم  اما این ..... خبری ازشووون نیسسسست

یا دوسای قدیمیموووون ما هرچی میکشیم از دسته دووووست است

واسه آخرین بار بهت میگم اگه نظر ندی وبتو حک میکنم

از ما گفتن بووود

 

نظر بده زووود باش..... 

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 تیر1388ساعت 11 AM  توسط هیوا  | 

مديريت در ايران و غرب(طنز)

غرب: موفقيت مدير بر اساس پيشرفت مجموعه تحت مديريتش سنجيده ميشود.

ايران: موفقيت مدير سنجيده نميشود، خود مدير بودن نشانه موفقيت است.

غرب: مديران بعضي وقتها استعفا ميدهند.

ايران: عشق به خدمت مانع از استعفا ميشود.

غرب: افراد از مشاغل پايين شروع ميکنند و به تدريج ممکن است مدير شوند.

ايران: افراد مدير مادرزادي هستند و اولين شغلشان در بيست سالگي مديريت است.

غرب: براي يک پست مديريت، دنبال مدير ميگردند.

ايران: براي يک فرد، دنبال پست مديريت ميگردند و در صورت لزوم اين پست ساخته ميشود.

غرب: يک کارمند ساده ممکن است سه سال بعد مدير شود.

ايران: يک کارمند ساده، سه سال بعد همان کارمند ساده است، در حاليکه مديرش سه بار عوض شده.

غرب: اگر بخواهند از دانش و تجربه کسي حداکثر استفاده را بکنند، او را مشاور مديريت ميکنند.

ايران: اگر بخواهند از کسي هيچ استفاده اي نکنند، او را مشاور مديريت ميکنند.

غرب: اگر کسي از کار برکنار شود، عذرخواهي ميکند و حتي ممکن است محاکمه شود.

ايران: اگر کسي از کار برکنار شود، طي مراسم باشکوهي از او تقدير ميشود و پست مديريت جديد ميگيرد.

غرب: مديران بصورت مستقل استخدام و برکنار ميشوند، ولي بصورت گروهي و هماهنگ کار ميکنند.

ايران: مديران بصورت مستقل و غيرهماهنگ کار ميکنند، ولي بصورت گروهي استخدام و برکنار ميشوند.

غرب: براي استخدام مدير، در روزنامه آگهي ميدهند و با برخي مصاحبه ميکنند.

ايران: براي استخدام مدير، به فرد مورد نظر تلفن ميکنند.

غرب: زمان پايان کار يک مدير و شروع کار مدير بعدي از قبل مشخص است.

ايران: مديران در همان روز حکم مديريت يا برکناريشان را ميگيرند.

غرب: همه ميدانند درآمد قانوني يک مدير زياد است.

ايران: مديران انسانهاي ساده زيستي هستند که درآمدشان به کسي ربطي ندارد.

غرب: شما مديرتان را با اسم کوچک صدا ميزنيد..


ايران: شما مديرتان را صدا نميزنيد، چون اصلاً به شما وقت ملاقات نميدهد.

غرب: براي مديريت، سابقه کار مفيد و لياقت لازم است.

ايران: براي مديريت، مورد اعتماد بودن کفايت ميکند.

مديريت!

نامرديد اگه نظر نديد...

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 تیر1388ساعت 11 PM  توسط چیا  | 

سنگ بي احساس...

دوست داشتن را مدتهاست به دست فراموشي سپرده ام و خود را در لا به لاي حوادث نچندان دلچسب روزگار سپرده ام و ديگر نه تو را دوست دارم نه ديگري را چون سنگي بي احساس بر عشق و دوست داشتن مي نگرم ...

 

+ نوشته شده در  جمعه 19 تیر1388ساعت 12 PM  توسط چیا  | 

ای عشق همه بهانه از توست

ای عشق همه بهانه از توست

زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یاد من، تو برود

+ نوشته شده در  جمعه 19 تیر1388ساعت 12 PM  توسط چیا  | 

كاش مي شد لحظه ها را پس گرفت

كاش مي شد لحظه ها را پس گرفت...

 

king

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 تیر1388ساعت 11 AM  توسط چیا  | 

  

من که تسبيح نبودم تو مرا چرخاندی

مشت بر مهره تنهايی من پيچاندی


مهر دستان تو دنبال دعايی می گشت

بارها دور زدی ذهن مرا گرداندی


ذکرها گفتی و بر گفته خود خنديدی

از همين نغمه تاريک مرا ترساندی


بر لبت نام خدا بود خدا شاهد ماست

بر لبت نام خدا بود و مرا رقصاندی


دست ويرانگر تو عادت چرخيدن داشت

عادتت را به غلط چرخه ايمان خواندی


قلب صد پاره من مهره صد دانه نبود

تو ولی گشتی و اين گمشده را لرزاندی


جمع کن رشته ايمان دلم پاره شده ست

من که تسبيح نبودم تو چرا چرخاندی؟

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 تیر1388ساعت 5 PM  توسط هیوا  | 

تبليغات!

به جاي آنكه چندي سايت را بخوانيد...

                       اين سايت را چندين بار بخوانيد!!!!

 

نامردا نظر نميديد؟!

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 تیر1388ساعت 1 AM  توسط چیا  | 

ای خدا....

اون روزم مثله روزاي قبل، کلاسم تموم شده بود و داشتم خسته به خونه بر ميگشتم ….وقتي وارد اون کوچه باغ قديمي ميشدم ، تمام مدتي رو که صرف گذشتن از اونجا ميکردم ،انگار تو اين دنيا نبودم ….نميدونم چرا ولي اون بيداي مجنون با اون اشفتگي هميشگيشون مرا مست ديدارشون ميکردند ….


ولي اون روز حال و هواي من مثله هميشه نبود يه احساسي بهم ميگفت :


... سلام  ...


نميدونستم چرا ولي انگار من تنها اونجا نبودم ....

روزها ميگذشت و من بارها و بارها زمان گذشتن از اون کوچه احساسم باز هم تکرار ميشد ….


تا اون روز …


يه بيدي بود تو اون کوچه که خيلي پيرو شکسته بود و هميشه توجه من و به خودش جلب ميکرد ….


اون روز زير سايه اون ايستادم … يعني من نايستادم … يه چيزي يه کسي من و مجبور کرد بايستم …. يه لحظه چشمم افتاد به پنجره اي که اون طرف کوچه بود …. باورم نميشد يه جفت چشم اسموني داشت منو نگاه ميکرد و من و مات و مبهوت کرد … يه لحظه به خودش اومد زود از جلوي پنجره رفت کنار … اون روز به سختي به خونه رسيدم …. يه چيزي در درونم ميتپيد … يه احساسي من و تا صبح بيدار نگه داشت …. شايد اون عشق بود … از اون روز هر وقت کلاسم تعطيل ميشد زود خودم و به اون کوچه و اون درخت ميرسوندم و ساعتها به پنجره نگاه ميکردم تا شايد دوباره اون صاحب دو چشم اسموني را ببينم … تپش قلبم اونقدر زياد ميشد که گاهي صداي قلبم و ميشنيدم …. روزها  وهفته ها ميگذشت و  کار هر روزمن اين بود … اره کاره هر روزم شده بود انتظار ….


تا اينکه يه شب تصميم گرفتم که فردا صبح برم و در اون خونه رو بزنم …. نميدونستم چي بگم فقط ميخواستم اين کارو بکنم … اون شب تا صبح نخوابيدم و خودم و  در مقابل اون چشما تصور ميکردم واسه صحبت کردن با خودم تمرين ميکردم ….

 

صبح بهترين لباسهامو پوشيدم و بهترين ادکلنم را زدم و رفتم جلوي در خونه اون پنجره … زانوهام ميلرزيد ولي در زدم …


عرق سردي روي پيشونيم نشسته بود …


لحظاتي گذشت ولي خبري نشد .. دوباره در زدم …. بازم خبري نشد ….


دره خونه ي بقلي باز شد و يه دختر بچه ازش اومد بيرون ….اومد پيش من و بهم گفت : اقاهه …. گفتم : بفرماييد … گفت : فکر کنم اين نامه واسه شماست


نميدونم چرا ولي با لرزش دست نامه را ازش گرفتم و بهش گفتم : کسي اينجا نيست ؟


با شيطنت بچگونه اي گفت : نه يک ماهي هست که از اينجا رفتن … دخترشون اين نامه را داد به من و گفت هر وقت يه جوون با اين مشخصات اومد در خونه ما اين نامه را بهش بده


باورم نميشد اون ميدونست  من به دنبالش خواهم امد …بعدش زود دويد و رفت خونشون...

تمام بدنم يخ کرده بود …. ولي با تمام ناتواني هايم نامه را باز کردم … نامه با يه مصرع از شعراي سهراب شروع ميشد ….نامه بوي بهار ميداد بوي زندگي …


شروع کردم به خوندن

 

                                                سلام


خيلي وقتا از پشت شيشه اطاقم منتظر اومدن تو شدم …. نميدونم چرا ولي اولين باري که تو رو ديدم ديگه نديدنت واسم سخت بود واسه همين هميشه سر موقع معين از پشت پنجره منتظر ديدنت بودم …

تا اون روز … باورم نميشد تو من و ديده باشي …  شبش خيلي عذاب کشيدم و تصميم گرفتم اين نامه را واست بنويسم … اره ما صبح از اينجا ميريم … نميدونم شايد الان که اين نامه رو ميخوني من زنده باشم يا نه ( ناگهان تمام گونه هام پر از اشک شد ) اخه ميدوني من سرطان خون دارم و زنده بودنم به شماره افتاده.واسه همين بود که هيچ  وقت نخواستم ببينمت …. حالا هم شايد اشتباه ميکنم ، شايد تو من و نديده باشي ، يا اصلا ديده باشي ولي به دنبالم نيايي .. به هر حال اين نامه را واست مينويسم ،تا بهت بگم اگه دنبالم گشتي و فهميدي نيستم ، از دستم دلخور نشي … اگه ، بازم ميگم اگه از من احساسي به دل داري من و ببخش که تقصير من بود …..   به هر حال من ميرم و ميميرم اما اميدوارم تو زنده و خوشبت زندگي کني …. و به عنوان اخرين حرفم بهت ميگم و نامم و تموم ميکنم …. دوست دارم ….

+ نوشته شده در  شنبه 13 تیر1388ساعت 6 PM  توسط هیوا  | 

احكام گوزيدن  :

 

            سوال: گوزیدن در جمع دوستان چه حکمی دارد؟

        جواب: گوزیدن واجب کفایی است یعنی اگر در جمعی تنها یک نفر بگوزد ؛ گوزیدن در جمع از گردن بقیه ساقط میشود، که فتوای آن این است که از آن پس در آن جمع نمی توان گوزید و آنرا به گردن دیگری انداخت

        سوال: گوزیدن از چه سنی واجب می شود؟

     جواب: گوزیدن به نوزادان پسر از چهارده ماهگی و به نوزادان دختراز نه ماهگی واجب است ، پس اگر ترک آنرا کرده باشد باید قضای گوز را بجا آورد و یا برای یک آخوند روزی سه بار بچسد و اگر خود استطاعت انجام آنرا ندارد بهتر است آنرا به دیگری بسپارد و یا هر پنج شنبه شب دو کیلو نخود برشته خیرات کند و یا در آش نذری نخود و لوبیای دیر پز بریزد

      سوال: حکم گوزیدن بی اختیار چیست؟

       جواب: گوزیدن بی اختیار موجب صفای دل و جان است که اگر با صدای کمتری صورت پذیرد موجب تقرب بیشتر و کاهش ریا می شود . واجب سمعی است که شنونده ی" گوز بی اختیار" جلوی خنده خود را بگیرد

        سوال: اگر کسی نداند که در روز چند بار گوزیده چه باید بکند؟

      جواب: بر هرشخصی که بسن تکلیف "گوزیدن"رسیده است واجب است که در طول شبانه روز هفت بار بگوزد . اگر سهوا فراموش کند که مثلا شش بار گوزیده یا هفت بار باید بنا را بر شش بگذارد و در یک لحظه سریعا دولا شود تا گوز هفتم را بجا آورد. شک بین هشتمین و هفتمین گوز باطل است و باید دوباره آنرا از ابتدا بجا آورد.

+ نوشته شده در  شنبه 13 تیر1388ساعت 6 PM  توسط هیوا  | 

ايران در 50 سال آينده!!

واقعا که!

یعنی شما هیچ نظری ندارید؟

خسته نمیشم مطمئن باشید!شما نظر ندین منم هی مینویسم.اصلا برا در و دیوار می نویسم.

اینبار تنز!

ايران! 50 سال آينده
فکر ميکنيد 50 سال آينده چه اخباري سر تيتر روزنامه هاي ايران خواهد بود؟  کمکتون می کنم !

- راديو بي بي سي ديشب در تحليل خبري خود گفت: در حالي که 20 سال است که از تجزيه وفروپاشي آمريکا مي گذرد معلوم نيست که مردم ايران چراهنوز مرگ بر آمريکا مي گويند. - يکي از نمايندگان مجلس خواهان کاهش سن ازدواج شد وي گفت دولت با تدابير صحيح واصولي سعي دارد متوسط سن ازدواج دختران را از 50 سال به 45 تا 40 سال کاهش دهد - با مسدود شدن سايت قرآن دات کام تعداد سايتهايي که هنوز ف.ي.لتر نشده اند به سه عدد رسيد. - دولت موفق شدنرخ تورم را کاهش دهد وآن را از 63% به 59/5درصد برساند. - يکصدو شصت وسومين قطعنامه شوراي امنيت در مورد فعاليتهاي هسته اي ايران به تصويب رسيد در عين حال رئيس آژانس هسته اي اعلام کرد عليرغم هشتصدو سي و دومين گزارش ايران در مورد فعاليتهاي هسته اي هنوز ابهاماتي در اين زمينه وجود دارد که اميدواريم به زودي بر طرف شود. - قيمت هر سکه طلا امروز در بازار 60 ميليون تومان کاهش داشت واز يک ميلياردو دويست ميليون تومان به يک ميليارد وصدو چهل ميليون تومان رسيد. - به علت اتمام ذخاير نفت وگاز دولت در اطلاعيه اي از مردم عزيز ايرا ن خواست امسال در مصرف ذغال جداً صرفه جويي نمايند. - فرمانده نيروي انتظامي اعلام کرد در سال جاري عمليات مبارزه با بد حجابي بسيار موفقيت آميز بود وي ادامه داد در اين ميان حدود 2500 زن ودختر که فاقد ... بودند مورد ارشاد قرار گرفتند وحدود 200 نفر هم که بدون ... در معابر عمومي ظاهر شده بودند به مراجع قضايي معرفي شدند . - رئيس سازمان حمايت از حقوق مردان خواهان نقش ومشارکت بيشتر از سوي مردان در فعاليتهاي اجتماعي شد وي گفت در نظام طبيعت اصولا مرد نيز مانند زن حق مشارکت در فعاليتهاي اجتماعي و سياسي را دارد. - نيروي انتظامي کرج چند سارق را که به سرقت ديش هاي ماهواره مردم اقدام مي کردند دستگير کرد وديش هاي مسروقه را به صاحبانشان بر گرداند. - شوراي نگهبان 2999 نفر از 3000 کانديداهاي اصلاح طلب نمايندگي مجلس را رد صلاحيت کرد به علت برخي مشکلات ونواقص چشم انداز 20 ساله باز هم تمديد شد. - براي اولين بار در تاريخ ايران يک اصلاح طلب رئيس صدا وسيما شد. - براي اولين بار يک روزنامه از سياستهاي اصول گرايان انتقاد کرد وتوقيف نشد. - براي اولين بار ايران به دور دوم مسابقات جام جهاني راه يافت. -علي دايي: هنوز قصدي ندارم که از دنياي فوتبال خدا حافظي کنم. - کنفرانس "بررسي علل عدم محو اسرائيل از صفحه روزگار " با حضور انديشمندان به زودي بر گزار مي گردد. - قيمت هر کيلو مرغ به هفت ميليون تومان رسيد جالب است بدانيد در 50 سال قبل مردم با هفت ميليون مي توانستند يک اتومبيل بخرند. - رئيس جمهور گفت: هشتاد سال است که از انقلاب اسلامي مي گذرد وحالا وقت آنست که فکري به حال مشکلات ازدواج ومسکن جوانان بکنيم. - به علت مکانيزه شدن کليه کارها وفعاليتها ساعات کاري باز هم کاهش يافت و از 2 ساعت به يک ساعت وچهل دقيقه در روز رسيد. - با کامل شدن سيستم دانلود اجناس از اينترنت آخرين سو پر مارکت در تهران نيز تعطيل شد. - سازمان هواشناسي اعلام کرد به علت شهاب باران آسمان مسير زمين - مريخ وبر عکس از امشب به مدت 24 ساعت مسدود مي باشد. - روءساي جمهوري اسلامي انگليس و جمهوري اسلامي آلمان از عمل نشدن وعدم اجراي صحيح اسلام در ايران ابراز نگراني کردند. - عجيب ترين واقعه سياسي سال: يک اصول گرا با ازدواج دخترش با يک اصلاح طلب موافقت کرد. - امروزصدا وسيما براي اولين بار خبري در مورد آمريکا پخش کرد که مربوط به جرم وجنايت وفساد در در آن کشور و تحقير سياستمداران آمريکايي نبود. - آگهي استخدام شرکت دام وطيور: به چند نظافتچي فني با مدرک کارشناسي ارشد نيازمنديم { کساني که داراي مدرک دکترايند در اولويت مي باشند } - خطيب نماز جمعه تهران گفت: متاسفانه بعد از هشتاد سال که از انقلاب مي گذرد همچنان نمي توانيم با آمريکا رابطه دوستي برقرار کنيم به سه دليل اول اينکه اگر با آمريکا دوست شويم براي شرکت در انتخابات مردم به دهان چه کسي مشت گره کرده بزنند دوم اينکه مردم در تظاهرات مرگ بر چه کسي بگويند سوم اينکه دولت از کار بيکار مي شود از همه اينها گذشته مشکل اساسي ديگري هم هست وآن حمايت آمريکا از کودتاي 28 مرداد صد سال قبل يعني 1332 است از سويي رئيس مجلس نيز گفته است اگر رابطه ما با آمريکا شکل گيرد اينبار مجبوريم به سفارت انگليس يا آلمان حمله کنيم!! وي گفت مصيبت اين نيست که ما دشمن داشته باشيم بلکه مصيبت روزي است که ما دشمن نداشته باشيم . - امسال مراسم سالروز پيروزي انقلاب از 4 ماه به 5ماه افزايش مي يابد - 60 در صد مردم زير خط فقر زندگي مي کنند اين در حالي است که اين آمار نسبت به سال قبل کاهش خوبي را نشان مي دهد. - از اين به بعد صدا وسيماي ايران براي انتخاب مجريان زن مسابقه ملکه زيبايي بر گزار مي کند. - نيروگاه اتمي بوشهر به زودي به بهره بر داري مي رسد.

 

نظر نديد!!!

+ نوشته شده در  شنبه 13 تیر1388ساعت 1 AM  توسط چیا  | 

و من آن روز را انتظار می کشم...

روزي ما دوباره کبوترهايمان را پيدا خواهيم کرد

و مهرباني دست زيبايي را خواهد گرفت

روزي که کمترين سرود بوسه است

و هر انسان براي هر انسان برادري ست

روزي که ديگر درهاي خانه شان را نمي بندند

قفل افسانه ايست

و قلب

براي زندگي بس است

روزي که معناي هر سخن دوست داشتن است

تا تو بخاطر آخرين حرف دنبال سخن نگردي

روزي که آهنگ هر حرف ؛ زندگيست

تا من بخاطر آخرين شعر رنج جستجوي قافيه نبرم

روزي که تو بيايي ؛ براي هميشه بيايي

و مهرباني با زيبايي يکسان شود

روزي که ما دوباره براي کبوتر هايمان دانه بريزيم

و من آن روز را انتظار مي کشم

حتي روزي

که ديگر نباشم...

                                          احمد شاملو

 

+ نوشته شده در  جمعه 12 تیر1388ساعت 3 PM  توسط چیا  | 

کلمات جستجو شده در 1 ساعت کاري گوگل

کلمات جستجو شده در 1 ساعت کاري گوگل فقط باي بالا رفتن آمار در گوگل!!!!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 12 تیر1388ساعت 3 PM  توسط چیا  | 

من گفتم خدا جوابمو داد!...

گفتم: چقدر احساس تنهايي مي‌كنم
گفتي  : فاني قريب
.:: من كه نزديكم      ( بقره /??? )


گفتم: تو هميشه نزديكي؛ من دورم... كاش مي‌شد بهت نزديك بشم
گفتي:  و اذكر ربك في نفسك تضرعا و خيفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
 هر صبح و عصر، پروردگارت رو پيش خودت، با خوف و تضرع، و با صداي آهسته ياد كن      ( اعراف /??? )


گفتم: اين هم توفيق مي‌خواهد
گفتي:  ألا تحبون ان يغفرالله لكم
 خدا در حق شما مغفرت مي کند دوست نداريد خدا ببخشدتون.؟!       ( نور /?? )


گفتم: معلومه كه دوست دارم منو ببخشي
گفتي : و استغفروا ربكم ثم توبوا اليه
پس از خدا بخواهيد ببخشدتون و بعد توبه كنيد       (هود /?? )


گفتم: با اين همه گناه... آخه چيكار مي‌تونم بكنم.؟
گفتي : الم يعلموا ان الله هو يقبل التوبة عن عباده
مگه نمي‌دونيد خداست كه توبه رو از بنده‌هاش قبول مي‌كنه.؟!       (توبه /??? )


گفتم: ديگه روي توبه ندارم
گفتي : الله العزيز العليم غافر الذنب و قابل التوب
 خدا عزيز و داناست، او آمرزنده‌ي گناه هست و پذيرنده‌ي توبه       (غافر /?-? )


گفتم: با اين همه گناه، براي كدوم گناهم توبه كنم.؟
گفتي:  ان الله يغفر الذنوب جميعا
خدا همه‌ي گناه‌ها رو مي‌بخشه       ( زمر /?? )


گفتم: يعني بازم بيام ؟ بازم منو مي‌بخشي.؟
گفتي : و من يغفر الذنوب الا الله

به جز خدا كيه كه گناهان خلق رو ببخشه؟        (  آل عمران/??? )


ناخواسته گفتم: الهي و ربي من لي غيرك
گفتي: اليس الله بكاف عبده
آيا خدا براي بنده‌اش غالب و كافي نيست.؟        ( زمر /?? )


گفتم: در برابر اين همه مهربونيت چيكار مي‌تونم بكنم.؟
گفتي:يا ايها الذين آمنوا اذكروا الله ذكرا كثيرا و سبحوه بكرة و اصيلا هو الذي يصلي عليكم و ملائكته ليخرجكم من الظلمت الي النور و كان بالمؤمنين رحيما
 ذکر خدا بسيار کنيد و دائم صبح و شب به تسبيح ذات پاکش بپردازيد اوست خدائيکه که هم او و هم فرشتگانش براي شما رحمت مي فرستند تا شما را از جهل و ظلمتها بيرون آرد.          (احزاب/??-?? )

 

+ نوشته شده در  جمعه 12 تیر1388ساعت 3 PM  توسط چیا  | 

راستی.....

 

هیچی بعدا میگم....

 

اه میخواستم بگم نظر یادتون نره ها....

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 تیر1388ساعت 5 PM  توسط هیوا  | 

اژدها وارد میشود

به به سلام. سلامی به گرمیه احساس کسایی که دوستیشون

عشقشون  تا  نداره.

آخیش از دست کنکور راحت شدم . راسی برام دعا کردین؟ چی یادت

 رفت؟

بابا دمت گرم ای ول داره ما رو باش....

ازین به بعد میخوایم یه دستی روی این وبلاگ بکشیم...

منتظر باشبن

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 تیر1388ساعت 4 PM  توسط هیوا  | 

سلام دوستاي عزيز!
هيوا جونمون پس فردا كنكور داره،بيايد دستا رو بالا ببريم.حالا يالا يالا دستا بالا!!دست دست!دست!!!
خب بسته جو گير نشيد! حالا همه براش دعا كنيد كه آغا هيوا كنكور توپي بدن و بياد پيش خودم!!!!
راستي اينم بگم كه وبلاگ با بازگشت ميرزا هيوا دوباره رنگ مي گيرد و يا بازگشت من به وطن بووو!!!!!
پس زود زود بياييد اين ورا...
بووووس!
+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 تیر1388ساعت 6 PM  توسط چیا  |